دولت ملی و مردمی مصدق هم مانعی برای شاه
بود که به اغوای درباریان و منفعت طلبان از منش
دموکرات خود فاصله گرفته و کم کم در اندیشه پی افکندن
یک نظام تک صدایی و مستبدانه بود و هم سدی در برابر
استعمار .
و از دل این هردو کودتایی سر برآورد . کودتایی که در آن
سرنوشت ملتی فدای خودکامگی یک نفر و زیاده خواهی
دولت های دیگر شد.
بد بختی اش را ما نصیب بردیم. نفتش را بیگانگان .بدنامی
اش را شاه جوان
که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت
ولی به فکر پریدن بود
البته که کار همه نیست که از منبری بالا بروند و نطق بکنند کار همه نیست که در یک گروه سیاسی وارد شوندوبرای دیگرگون کردن سازمان اجتماعی مبارزه کنند
. ولی دست کم وظیفه داریم برای دیدن آنچه درمحیط جامعه مان می گذرد چشم بگشاییم و چشم کسانی را نیز که می خواهند چشم بسته بمانند بگشاییم
زندگی فی النفسه نه جدی است ونه سرسری و نه خسته کننده است و نه جالب بلکه این موضوعی است که به وضع ما بستگی دارد _ برای آدمهای سبکسر و غیر جدی بودن مهم نیست آنچه مهم است نمودن است
فداکاری فردی به جایی نمی رسد باید کوشید تا توده را بیدار کرد.
بدنی که به ضربات تازیانه عادت کرد دیگر احساس درد نمی کند
گرگ مو می ریزد ولی سرشت رذل خود را فراموش نمی کند
نا آگاهی بستر مناسبی برای خودکامه پروری است
کشور تبلیغات بر مبنای وحدت کلمه استوار است کافی است یکی بگوید نه تا افسون باطل شود آن وقت است که نظم به هم می ریزد و آن صدای مخالف باید خفه شود
از کتاب نان و شراب
به یاد اکبر به داد احمد
صد سال گذشت از زمانی که نخستین تکاپوهای آزادی های خواهی با
امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه به بار نشست .
و اکنون با خنده ای تلخ به این در جای صد ساله مینگریم. ایران دست
کم در آسیا از نخستین کشورهایی بود که نیاز به قانون وارزش آزادی را
دریافت و در این راه بهترین فرزندانش را فدا کرد.
و اینک پس از صد سال که جهان هفت شهر آزادگی را گشته است ما
هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
مظفرالدین شاه رفت محمد علی شاه آمد او رفت رضاخان آمد رضاخان
رفت نوبت به پسرش رسید و حالا هم که قرعه با نام ملا علی افتاده
انگار تاریخ این سرزمین را با استبداد و خودکامگی نوشته اند
صد سال پیش میرزا جهانگیر خان و ملک المتکلمین جان در این راه نهادند
چند روز پیش اکبر محمدی و در فاصله این دو هزاران هزار که به تیغ خودکامگی
گرفتار آمدند . امروز هم احمد باطبی جان خود را پشتوانه وفادار ماندن به هدف
و اعتقادش کرده است.
آری شور بختانه باید گفت که امروز هم در بر همان پاشنه ای می گردد که
صد سال پیش .
یارب تو نگهبان دل اهل وطن باش
که امید به ایشان بود ایران کهن را
اطلاعیه دفترتحکیم وحدت درمحکومیت درکذشت اکبر محمدی در زندان اوین
خبر رهایی جاودان اکبر محمدی از ظلم دستگاه قضایی آنچنان نابهنگام بود که همه را در بهت و حیرت فروبرد. اکبر محمدی درحالی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد، ربایش گردید و به زندان فرستاده شد، در اعتراض به ظلمی که به وی روا می گشت مورد مهر ورزی قرار گرفت و به صف شهدای راه آزادی و عدالت پیوست. البته اکبر محمدی تنها نمونه از بی عدالتی گسترده دستگاه مدعی گسترش عدالت نیست.دستگاهی که هر روز در حالی بر تعداد زندانیان سیاسی می افزاید که در حفظ سلامت آنان ناتوان است و این کوتاهی را می توان به واقع زمینه سازی برای قتل زندانیان سیاسی دانست . البته این اولین بی کفایتی مسئولین قضایی در این زمینه نمی باشد و پرونده زهرا کاظمی و نمونه های دیگر از آین دست نیز در سالهای گذشته شاهدی بر بی کفایتی مسئولین قضایی کشور است وعدم مجازات عاملان نیز خود چراغ سبزی برای ادامه این روند می باشد بی شک اگر در پرونده زهرا کاظی متخلفان به سزای عمل خویش می رسیدند امروز شاهد وقوع قتلی دیگر نبودیم.
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن تسلیت به بازماندگان اکبر محمدی خواهان مجازات مسئولین بی کفایتی است که زمینه ساز قتل اکبر محمدی شدند تا دیگر شاهد وقوع چنین حوادث تلخی نباشیم.
9/5/85
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت
گزارشهای کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسي در مورد اکبر محمدی
آنان به چرا مرگ خود آگاهان
ایران یکی دیگر از بهترین فرزندانش را از دست داد
اکبر محمدی به گناه آزادی خواهی در زندان اوین
به قتل رسید