تبليغاتX
تا رهایی دانشجویان دربند( یادآر ز شمع..)

 

 

برای چاپ این ویژه نامه با مخالفت که نه ولی در مواردی با بی میلی هایی روبرو شدم که بویژه در یک مورد ذهنم را درگیر کرد و طرح موضوعی شد که آن را با دیباچه ای از مسعود بهنود می گشایم:

از سالها پیش بر آن بودم که چرا استبداد بدان راحتی توانست امییر کبیر را بکشد و در جایی ثبت نیست که جز همسر و مادرش کسانی برآن یل تاریخ خون گریسته باشند یا این که چرا محمد شاه لحظه ای برای کشتن قائم مقام و زیر پا نهادن پیمانی که با پدرخود بسته بود درنگ نکرد. چرا وقتی استبداد گیرم به اغوای استعمار تصمیم به قتل این آزادگان می گرفت لحظه ای از مردم پروا نکرد مردمی که قائم مقام و امیر کبیر برای سعادت آنها به کام شیر رفتند. و از همین پرسش ها بود که نقش و سهم مردمی که ما باشیم برایم مطرح بود.

به زبان دیگر از سالها پیش پذیرفتم که مردم برای شناختن خود و سرزمین خود نخست باید قهرمانان و پاد قهرمانان تاریخ خود را درست بشناسند و اگر شناختند می توان از آنها توقع داشت که راه قهرمانان را در پیش گیرند  و از گرفتار شدن در سرنوشت پاد قهرمانان دوری کنند. پس یاد آوری و شناخت نام بزرگان و گذشتگان  و اطلاع حاصل کردن از احوال آنها نه تنها کاری بیهوده و عبث نیست که تاثیر آن بسیار می تواند بود.

همان گونه که از نوشته بهنود بر می آید یکی از ایرادهایی که همواره

بر جامعه ایرانی وارد است فراموشکار بودن آن است. جامعه ای که حافظه ی تاریخی ندارد قهرمان هایش رانمی شناسد قائم مقام هایش را تنها می گذارد امیر کبیرهایش را فراموش می کند و مصدق هایش را به شامی می فروشد. این چنین جامعه ای طرح های نوین و بنیان های فکری و عملی امروزش را بر شالوده ی کدام گذشته  و به شیوه ی کدام کسان استوار خواهد کرد.ناگزیر هر بار از صفر می آغازد. راه های رفته را چند باره می پیماید و به در جایی 150 ساله گرفتار می آید که خواسته های امروزش همان خواسته های دوران مشروطه اش می باشد.

امروزه هم در ادامه همان روند فراموشکاری تاریخی شاهد آن هستیم که به ویژه پس از سخنان خاتمی جریان روشنفکر مآبانه ای در ضدیت با فرهنگ قهرمانی شکل گرفته و تا آنجا پیش رفته که دیگر قادر به تمییز دادن شخصیت پرستی از مراسم های نکوداشت و بزرگ داشت نیست. اینان با نفی فرهنگ قهرمانی و زیر نام مبارزه با شخصیت پرستی نه تنها انفعال و بی عملی خود را توجیه می کنند بلکه ارزشهایی مانند فداکاری و پایداری را به ریشخند می گیرند.

غافل از اینکه پاس داشتن بزرگان نه شخصیت پرستی که پیمانی دوباره است با ارزشها و آرمانی والایی که در وجود آنها تجسم یافته

و می تواند نیرویی باشد الهام بخش که پایداری و مقاومت را باز تولید می کند.

چنانچه حتی در جوامع دموکراتیک دنیا هم به رغم عبور از مرحله ی دیکتاتوری و به تبع آن قهرمانی هنوز هم قهرمانانشان را پاس می دارند. فرانسه هنوز هم پس از قرنها ژاندارک را در بوق و کرنا می کند

و آمریکا که پشتوانه ای تاریخی و قهرمانی ندارد همچنان به ساختن قهرمانان هالیوودی از جنس بت من و آرنولد مشغول است. تا فرهنگ و ارزش های امروز جامعه خود را در قالب آنها به نسل های پس از خود واگذار کند.

پس ما که کشورمان در بزنگاهی تاریخی قرار دارد باید بیش از پیش قهرمانانمان را بشناسیم و پاس بداریم. انسان های از خود گذشته ای که جان خود را چراغی می سازند برای روشنایی راه آزادی و کسانی که بافراروی از خود جورجامعه خواب زده و پر رخوتشان را می کشند. داریوش و پروانه فروهر. محمد مختاری . محمد جعفر پوینده گنجی . زرافشان . محمدی ها . باطبی ها و ... قهرمانان امروز جامعه ما هستند که ملت باید با زنده نگه داشتن یاد و خاطه ی آنها و پاسخ به ندای مقاوت و پایداریشان با آرمان ها و اهداف مقدس آنها بیعت کنند و در حر کت به سوی جامعه ای آزاد و دادگستر با آنان شریک شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 19:20  توسط کورش جنتی  | 

ادوارنیوز: 300 شخصیت سیاسی و دانشگاهیی با صدور بیانیه ای ضمن گرامیداشت یاد داریوش و پروانه فروهر از عموم آزادیخواهان درخواست کردند در مراسم بزرگداشت دبیرکل فقید حزب ملت ایران و پروانه فروهر شرکت کنند:

به نام خدا

يكم آذرماه ١٣٨٥، هشتمين سالگرد به خون غلتيدن دو يار وفادار مصدق بزرگ و مبارزان راه آزادی ايران زمين داريوش و پروانه فروهر فرا می رسد.

با ابراز تسليت و دل آرامی صميمانه به ملت بزرگوار ايران به ويژه خانواده و ياران و هم انديشان او، همه آزاديخواهان و ره پويان مردمسالاری و عدالت و يگانگی را به شركت در اين آيين فرا می‌خوانيم.

به همين مناسبت مجلس بزرگداشت آن دو قهرمان شهيد روز چهارشنبه يكم آذرماه ١٣٨٥ از ساعت ٣٠/١٦ الی ١٩ بعد از ظهر در خانه فروهرها واقع در خيابان سعدی شمالی خيابان هدايت كوچه شهيد مرادزاده پلاك ٢٢ برگزار
می گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 17:46  توسط کورش جنتی  | 

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:52  توسط کورش جنتی  | 

گمان مبر که به پایان رسیده کار مغان

هزار باده ی نا خورده در رگ تاک است

 

دولت جدید برخلاف ادعاهای مهرورزانه و شعارهای خر رنگ کنش روشی کاملا استانیلیستی را در پیش گرفته که کوچکترین صدای مخالفی را برنمی تابد.

در جامعه مطلوب تفکر حاکم در مورد هر چیز و هر مطلب یک عقیده بیشتر نمی توان داشت وآن همان چیزی است که آنها می گویند و هر اندیشه و عقیده ای که بیرون از این دایره ی تنگ قرار گیرد محکوم به نابودی و حذف است. در این جامعه آرمانی انسانهایی مورد پسند قرار می گیرند که مطیع  سر به راه و صد البته همیشه در صحنه باشند!

دانشگاه اما درست در نقطه مقابل این تفکر قرار گرفته است. دانشجومستقل می اندیشد . مخالف همرنگی و یکسانی و شباهت های اجباری است به اطاعت کورکورانه گردن نمی نهد. کردارهای ناصواب را به بوته ی نقد می کشد و از این رهگذرخرمن های تعبد  و تعصب را به آتش می کشد و این همان چیز هایی است که دولت اقتدار گرا را خوش نمی آید.

پس از همان ابتدا تلاشی هدفمند را برای به زیر نگین خود درآورن دانشگاه آغاز کرده است و دست به اقدامات گسترده و دامنه داری بر ضد دانشگاه زده تا جایی که دست وپنجه نرم کردن با دانشجویان و رودر روی انان ایستادن از دلمشغولی های همه روزه دولت جدید شده است.

نتیجه این اقدامات یک ساله فضای انفعال وخمودگی نسبیی است که در دانشگاه ها و به تبع آن  جامعه سایه افگنده است.

 ولی اگر دولت جدید میپندارد که با اعمال این محدودیت ها  دانشگاه  همواره در رکود و انجماد خواهد بود سخت در اشتباه است چرا که اگر اختناق و حکومت سر نیزه کار گر می افتاد و مخالفان را برای همیشه خاموش می کرد سرنوشت استالین ها وپینوشه ها جور دیگری رقم می خورد.

دولت بااز بین بردن نماد های رسمی انتقاد در دانشگاه و با بستن و یا کم اثر کردن انجمن های اسلامی بساط فعالیت های سیاسی در دانشگاه را از بین نمی برد بلکه تنها آن را به مجاری رادیکال تری می اندازد.

چنانکه گفته اند: از همان جایی که دست و پای انتقاد بسته شود تندروی آغاز می شود

بابستن هر دریچه و منفذ انتقادی  نطفه یک تشکل زیر زمینی و غیر رسمی شکل می گیرد که فعالیت هایش کاملا از دایره ی نظارت و کنترل مسولان دانشگاه بیرون خواهد بود و آنچنان که معمول کمیته های نظارت دانشگاه هاست دیگر نه دهانش بوییدنی است و نه دلش پوییدنی.

وانگهی در این جریان ها دیگر آن قید و بندی هم که حرکت در چهار چوب یک سری اصول و قوانین ایجاب می کرد وجود نخواهد داشت. آری دولت با تنگ نظری و خشک اندیشی هایش خود هیزم به کوره تندروی می اندازد و چنان چه در رویه خود نسبت به دانشگاه ها تجدید نظر نکند دیر یا زود آتش این کوره خود ساخته دامنش را خواهد گرفت.

کوتاه سخن آنکه جنبش دانشجویی با وجود تمامی فراز و فرودها راه خود را میرود و هر ضربه ای که بر پیکر آن فرود آید دشنه ای بر آب خواهد بود و کوچکترین تاثیری بر ذات آن نخواهد داشت چرا که جریان های دانشجویی به گوهر اندیشه و آگاهی رویین تنند و اینها آن چیز هایی هستند که نمی توان تعطیل یا محدودشان کرد.

                                                     

 

                                                                                  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 15:37  توسط کورش جنتی  | 

کیانوش سنجری تحت فشار قرار دارد

تجمع اعتراضی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی

نامه ۸۰ نفر از فعالان فرهنگی، اجتماعی، سياسی و مطبوعاتی به کوفی عنان براي آزادي كوروش زعيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 14:48  توسط کورش جنتی  | 

زیر بلوط گسترده

من تو را فروختم و تو مرا فروختی

ایشان آنجا و ما اینجا

زیر بلوط گسترده آرمیده ایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:22  توسط کورش جنتی  | 

ایلنا
 
نامه سرگشاده 10 شخصیت سیاسی، دانشگاهی و حقوقی در اعتراض به برخورد با دانشجویان

10 تن از شخصيت‌‏هاي سياسي، فرهنگي و حقوقي با انتشار بيانيه‌‏اي نسبت به روند جديد برخورد با دانشجويان اعتراض كردند.

در اين بيانيه كه به امضاي عزت‌‏الله سحابي، ابراهيم يزدي، حبيب‌‏الله پيمان، سعيد حجاريان، محسن كديور، هاشم آقاجري، عليرضا علوي‌‏تبار، شيرين عبادي، بابك احمدي و خشايار ديهيمي رسيده، آمده است: در جوامعي كه دانشگاه در آنها جايگاهي تعريف‌‏شده و تثبيت‌‏شده دارد، دانشگاه علاوه بر توليد و توزيع دانش مدرن، محل پرورش اجتماعي - سياسي دانشجويان است. بر همين اساس دانشگاه‌‏ها زمينه­ساز كسب
تجربيات لازم از در هم آميختن نظر و عمل هستند. دانشجويان علاوه بر تجربه، امكان آزمون و خطا را در محيطي مي‌‏يابند كه كوچك‌‏ترين خطايي بر مبناي دانش روز به آنها گوشزد مي‌‏شود و از اين طريق به لحاظ شهروندي نيز ارتقا مي­يابند.
اين بيانيه مي‌‏افزايد: البته تحقق اين امور، همگي منوط به وجود حداقلي از آزادي‌‏هاي آكادميك است. اين آزادي‌‏ها هيچ‌‏گاه توسط حكومت‌‏هاي غيردموكراتيك و دولت‌‏هاي تماميت‌‏خواه به رسميت شناخته نشده است و دانشگاه، با نگاهي تنگ
نظرانه، اغلب اوقات سنگري براي تصرف تصور شده است.
در ادامه اين بيانيه آمده است: اين نگاه، متأسفانه با روي كارآمدن دولت نهم تشديد گرديد و به اساتيد و دانشجويان به عنوان كنش‌‏گراني كه بايد مهار شوند، نگريسته شد. عدم اهتمام عملي اين دولت، به دانش مدرن و نگرش غيركارشناسانه آن به جامعه و مسائل آن، باعث شده است برخي شعارهاي خيال‌‏بافانه و غيرموجه در مورد دانشگاه‌‏ها، بدون توجه به پيامدهاي آنها، تكرار شوند. متأسفانه، گرايش­­هاي يكه‌‏سالارانه و اقتدارمآبانه درون حكومت، در ابعادي وسيع و به طرزي نگران‌‏كننده، عزم خود را براي محدود كردن فضاي نقد در دانشگاه‌‏ها جزم كرده‌‏اند و اين همه، افزون بر برخوردهاي صورت‌‏گرفته با فعالان سياسي، دانشجويان، روشنفكران، احزاب و تعطيلي روزنامه‌‏ها است.
اين فعالان سياسي، فرهنگي و حقوقي در ادامه بيانيه خود آورده‌‏اند: گويا اين بار قرعه فال به نام دانشجويان ستاره‌‏دار و تشكل‌‏هاي مستقل دانشجويي افتاده است، به گونه‌‏اي كه دانشجويان تك‌‏ستاره، به صورت مشروط، مجاز به ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد شده‌‏اند. دانشجويان دوستاره، روزها پس از آغاز سال تحصيلي، پس از فراز و فرود بسيار، با اخذ تعهدات سنگين و تنگ‌‏نظرانه ثبت‌‏نام شده‌‏اند. بيش از 10 تن از دانشجويان موسوم به سه‌‏ستاره كه حائز رتبه علمي بودند نيز بدون هيچ دليل مشخصي از ادامه تحصيل بازماندند و هنوز ثبت نام نشده‌‏اند. اين اقدامات، نشانه‌‏هاي برنامه‌‏اي از پيش طراحي‌‏شده براي بالا بردن هزينه فعاليت‌‏هاي فرهنگي- سياسي در دانشگاه‌‏ها و خالي كردن آنها از نيروهاي مجرب داراي بينش انتقادي است.
اين بيانيه مي‌‏افزايد: محدود كردن حضور صاحب‌‏نظران و فعالان سياسي در دانشگاه‌‏ها، انحلال يا ايجاد محدوديت براي شوراهاي صنفي، نشريات دانشجويي و به‌‏خصوص برخوردهاي صورت‌‏گرفته با انجمن‌‏هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت به عنوان بزرگ‌‏ترين تشكل منتقد دولت در دانشگاه‌‏ها، تلاشي است براي قطع ارتباط دانشگاه با جريان‌‏هاي دردمند و فعالي كه دغدغه آباداني و سربلندي ايران عزيز را دارند. انتصاب روساي مجيزگو و وابسته، بر مسند رياست دانشگاه‌‏ها، گامي براي از بين بردن استقلال دانشگاه‌‏ها و تبديل آنها به پادگان‌‏هايي است كه تنها به شبيه‌‏‏سازي آدم‌‏ها و پشتيباني از خط مشي­هاي ضد دموكراتيك و ماجراجويانه اقدام مي‌‏كنند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: افسوس كه همزماني ماه مهر و ماه مبارك رمضان نيز در تغيير رفتار مدعيان دين و دولت مدعي مهرورزي به ويژه در رابطه با صادق‌‏ترين و سالم‌‏ترين نيروهاي جامعه، يعني دانشجويان، كمترين اثري نكرد. اميد است دولتمردان ما در عمل، حكومت امام علي (ع) را سرمشق قرار دهند و رعايت حقوق مخالفان را از ايشان بياموزند. لازم است به نيروهاي منتقد و فعّال سياسي و فكري نيز متذكر شويم كه سكوت در برابر چنين رويه­هايي، جامعه را در سراشيبي سقوط و انحطاط مي‌‏اندازد و تمام فداكاري‌‏ها و جانبازي‌‏هاي گذشته را بر باد خواهد داد. از خداوند متعال براي حكومت و دولت، دورانديشي، رفتار عقلايي و انصاف و براي مردم و نيروهاي فكري - سياسي صبر، تحرّك و شجاعت آرزو مي­كنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 17:58  توسط کورش جنتی  |