امروز اوین
از نور وجود پاسداران راستین شعله های
چراغ آزادی ستاره باران است.
وهیچ چیزمانند دیوارهای آن بوی آزادی نمی دهد
ای کاش دستانمان زیر سنگ نبود . ای کاش کاری بیش ازگله گزاری و صدور
بیانیه از دستمان بر می آمد.
چندین روز از بازداشت دوستانمان می گذرد و ما جزآرزوی آزادی آنها
توان انجام کاری نداریم.
این دست ها بندی اند.
دستی که نتواند برای آزادی عزیز ترین دوستانش کاری ازپیش ببردآزاد نیست
و این پاها
پاهایی که فقط تا آن اندازه آزادی دارند تا راه دفتر مشارکت را در پیش گیرند!!!
می بینی مرتضی جان. تنها شما دربند نیستید همه ما زندانی هستیم . گیرم که زنجیر بر دست وپاهایمان عیان نیست گیرم که با ظاهری متفاوت و به گونه ای دیگر
بر طبق یک اعتقاد شخصی اگر همه ی ما زندانی شویم
زندان می شود دنیای ما و آن که بیرون از زندان باشد
به سان یک زندانی است
بامداد امروز در سالگرد فاجعه خونین 18 تیر سال 78 تمامی اعضای
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که در برابر در ولی عصر دانشگاه
پلی تکنیک تحصن کرده بودند بازداشت شدند و پس از آن در ساعت 11
صبح نیروی انتظامی با حمله به دفترسازمان دانش آموختگان ( ادوار تحکیم)
تمامی افراد و دانشجویان حاضر در این محل از جمله مرتضی اصلاحچی
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه را بازداشت و به مکان نامعلومی
منتقل کرده اند.
دفتر تحکیم وحدت نهادی برآمده از خواست واراده ی بیشینه ی دانشجویان
سراسر کشور است بنابراین دستگیری اعضای شورای مرکزی آن به معنای در بند
کردن تمام دانشجویانی است که این نهاد اندیشه و خواست آنان را نمایندگی می کند.
حمله به دفتر ادوار تحکیم و بازداشت تعدادی دیگر از دانشجویان
تمامی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت شدند
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سر دهیم/ بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم در پاسداشت 18 تیر
و بخوانیید نوشته ی مهرداد رحیمی را به مناسبت ۱۸ تیر
انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه علامه بازداشت و سرکوب دانشجویان در روز 18 تیر را محکوم کرد
این آش بنزین یا بهتر است بگویم اوضاع نابسامان اقتصادی چنان شور شده
که دیگر صدای اعتراض از اردوگاه های اصولگرایان هم بگوش می رسد
مردم در کوچه خیابان و هر کجا که بهم می رسند پاشنه ی دهان را
می کشند و هرچه نه بدتر را پشت سر مسئولین و دولت ریسه می کنند واز
جمله نکاتی را درباره مادر و خواهرمسئولان به یکدیگر متذکر می شوند!!!
البته به نظر من طرح سهمیه بندی بنزین به خودی خود طرح خوبی
است و دیر یا زود با توجه به تاثیرات مثبتی که می تواند در امرکاهش
آلودگی هوا و ترافیک و همچنین توزیع عادلانه ی ثروت ملی برای همه ی
مردم نه فقط آنها که خودروی شخصی دارند داشته باشد باید اجرا می شد.
ولی بحث آن جاست که این دولت تا چه اندازه توان اجرای درست این
طرح را دارد. و پولی که از این رهگذر به خزانه ی دولت می ریزد
درکجا و چگونه هزینه میشود. آیا صرف توسعه ی وسایل حمل و نقل
عمومی و بهبود وضعیت زندگی مردم می شود و یا سلاح خواهد
شد در دست تروریست ها و آتش جنگ را شعله ور تر می کند؟
پ ن۱: زیاد اهل سینما رفتن نیستم ولی خوب از فیلم های
مسعود خان کیمیایی نمی شود گذشت.در همین رابطه
سحر سر افراز را بخوانید
پ ن۲:در آستانه ی ۱۸ تیر
گفت:
صبری تا کران روزگاران بایدش
تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست
گر نسیم و بوسه های گرم باران بایدش
گفتم:
آن قربانیان پار
آن گل های سرخ؟
گفت :
آری...
ناگهانش گریه آرامش ربود
وز پی خاموشی طوفانی اش
گفت:
اگر در سوک شان
ابر می خواهد گریست
هفت دریای جهان
یک قطره باران بایدش.
گفتمش:
خالی است شهر از عاشقان
وینجا نماند
مرد راهی تا هوای کوی یاران بایدش
گفت:
چون روح بهاران آید از اقصای شهر
مرد ها جوشد زخاک
آن سان که از باران گیاه
وآنچه می باید کنون
صبر مردان و
دل امیدواران بایدش
( محمد رضا شفبعی کدکنی)
وامروز پدری درراستای اجرای احکام دین خود با سنگ بر صورت دخترش می کوبد تا به پاداش این عمل در جهان دیگر با حوریان بهشتی همنشین شود.
دوعا سنگسار شد چرا که پایش را از آن حدی که دین برایش مشخص کرده بود فراتر گذاشت. او می خواست خودش برای زندگی خودش تصمیم بگیرد غافل از اینکه صلاح او را قرن ها پیش برایش تعیین کرده بودند.
برای اعلام اتحاد با یاران دبستانی مان امضا کنید