تبليغاتX
تا رهایی دانشجویان دربند( یادآر ز شمع..) -
 

این آش بنزین یا بهتر است بگویم اوضاع نابسامان اقتصادی چنان شور شده

که دیگر صدای اعتراض از اردوگاه های اصولگرایان هم بگوش می رسد

دیگر کمتر کسی را می توان یافت که دربیان آنچه می اندیشد پروایی به خود

راه  دهد.

مردم در کوچه خیابان و هر کجا که بهم می رسند پاشنه ی دهان را

می کشند و هرچه نه بدتر را پشت سر مسئولین و دولت ریسه می کنند واز

جمله نکاتی را درباره مادر و خواهرمسئولان به یکدیگر متذکر می شوند!!!

البته به نظر من طرح سهمیه بندی بنزین به خودی خود طرح خوبی

است و دیر یا زود با توجه به تاثیرات مثبتی که می تواند در امرکاهش

آلودگی هوا و ترافیک و همچنین توزیع عادلانه ی ثروت ملی برای همه ی

مردم نه فقط آنها که خودروی شخصی دارند داشته باشد باید اجرا می شد.

ولی بحث آن جاست که این دولت تا چه اندازه توان اجرای درست این

طرح را دارد. و پولی که از این رهگذر به خزانه ی دولت می ریزد

درکجا و چگونه هزینه میشود. آیا صرف توسعه ی وسایل حمل و نقل

عمومی و بهبود وضعیت زندگی مردم می شود و یا سلاح خواهد

 شد در دست تروریست ها و آتش جنگ را شعله ور تر می کند؟

 

 پ ن۱: زیاد اهل سینما رفتن نیستم ولی خوب از فیلم های

مسعود خان کیمیایی  نمی شود گذشت.در همین رابطه

سحر سر افراز را بخوانید

 

پ ن۲:در آستانه ی ۱۸ تیر

 

گفتم :این باغ ار گل سرخ بهاران بایدش

گفت:

 صبری تا کران روزگاران بایدش

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست

گر نسیم و بوسه های گرم باران بایدش

گفتم:

آن قربانیان پار

                  آن  گل های سرخ؟

گفت :

      آری...

               ناگهانش گریه آرامش ربود

وز پی خاموشی طوفانی اش

گفت:

          اگر در سوک شان

ابر می خواهد گریست

هفت دریای جهان   

                      یک قطره باران بایدش.

 

گفتمش:

          خالی است شهر از عاشقان

                                    وینجا نماند

مرد راهی تا هوای کوی یاران بایدش

 

گفت:

        چون روح بهاران آید از اقصای شهر

مرد ها جوشد زخاک

                         آن سان که از باران گیاه

وآنچه می باید کنون

صبر مردان و

                  دل امیدواران بایدش

                                             ( محمد رضا شفبعی کدکنی)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 13:46  توسط کورش جنتی  |