امروز اوین
از نور وجود پاسداران راستین شعله های
چراغ آزادی ستاره باران است.
وهیچ چیزمانند دیوارهای آن بوی آزادی نمی دهد
ای کاش دستانمان زیر سنگ نبود . ای کاش کاری بیش ازگله گزاری و صدور
بیانیه از دستمان بر می آمد.
چندین روز از بازداشت دوستانمان می گذرد و ما جزآرزوی آزادی آنها
توان انجام کاری نداریم.
این دست ها بندی اند.
دستی که نتواند برای آزادی عزیز ترین دوستانش کاری ازپیش ببردآزاد نیست
و این پاها
پاهایی که فقط تا آن اندازه آزادی دارند تا راه دفتر مشارکت را در پیش گیرند!!!
می بینی مرتضی جان. تنها شما دربند نیستید همه ما زندانی هستیم . گیرم که زنجیر بر دست وپاهایمان عیان نیست گیرم که با ظاهری متفاوت و به گونه ای دیگر